در اين وبلاگدر كل اينترنت
سخن مدیر پایگاه
Director Speech
آرزوی همه مردم جهان رسیدن به “مدینه فاضله” یا آرمانشهر است که در آن دیگر حرفی از جنگ و ظلم و ستم و نا امنی و جهالت نیست و این امر محقق نمی شود جز با ظهور منجی عالم بشیرت حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه و به پا کردن دولت مهر ، مودت ، دوستی ، عدالت و جامعه آرمانی و این امر با توجه به روایات ائمه علیهم السلام دور از دسترس نیست. در واقع وبلاگ “مدینه فاضله” یکی از آروزهای بزرگ بنده است که سعی می کند سهم کوچکی در راه برپایی آن جامعه آرمانی به دست حضرت ولی عصر عج الله داشته باشد.

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم در ره عشق جگردارتر از صد مردیم
هر زمان یاد خمینی بسر افتد ما را دور سیدعلی خامنه ای می گردیم...
امیدوارم لبیکی باشد به أین عمار رهبر عزیزمان.
ومن الله التوفیق...
علی اسماعیلی/شهرستان خان ببین
دیگر نوشته های ما
Our other posts
آخرين هاي وبلاگ
Last Weblog
حمایت می کنیم
We support
تبليغات
Advertisement
موضوعات
category
امکانات جانبي
Bonus
همسنگران
The trench
برچسب ها
Labels
پشتيباني
Support

اسلایدر


نتیجه صلوات بر حضرت زهرا سلام الله علیها چیست؟

رسوالله(ص): یا فاطمةُ مَن صلیٰ علیکِ غفرالله لهُ و الحقهُ بي حیثُ کنتُ في الجنة.
(بحارالانوار-جلد۴۳-صفحه۵۵)

رسول خدا(ص) فرمود: یافاطمه کسیکه بر تو صلوات بفرست خداوند(گناهان) اورا می بخشد و در بهشت همنشین من می کند.

 

توضیح: صلوات را ما اکثرا درود و سلام ترجمه میکنیم که این به جهت محدودیت زبان فارسی است و ترجمه دقیق تر صلوات توجه است ، یعنی زمانی که ما به پیامبر صلوات می فرستیم ، توجه خدا را براي ایشان می خواهیم.

یکی از امتیازاتی که شامل شخصی که بر دختر پیغمبر صلوات فرستد می شود این است که خداوند گناهانش را می آمرزد. ما گناه می کنیم، خطا می کنیم، در برابر خدا معصیتش را انجام می دهیم ولی پیامبر بشارت دادند که با توجه به حضرت زهرا گناهانمان بخشیده می شود و دیگر اینکه در بهشت همنشین و همسفره پیامبر است ، بهشت درجات دارد و بعضی افراد سالی یک بار، بعضی ماهی یک بار و عده کمی هستند که همنشین پیامبر باشند و به چنین مقامی برسند پس این جایگاه، جایگاه کمی نیست.

این حدیث دو بشارت و نوید براي ما داشت حضرت زهرا چه شخصیتی است که خداوند به پیامبرش با عظمتی که دارد دستور می دهد که در برابر فاطمه به تعظیم بایست و بر او سلام کن یعنی هر روز بر ایشان توجه کن ؛ در روایات داریم که پس از نزول آیه تطهیر، پیامبر هر روز در برابر درب خانه حضرت زهرا سلام ا علیها می ایستادند و با صداي بلند به ایشان سلام می کردند و همین حد کفایت می کند چراکه در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

حال ببینیم در طول تاریخ با این یگانه دخت نبی، با این گل خلقت، با بانویی با این شئون چطور برخورد شده است؟ حضرت زهرایی که سراسر لطف هست و مهربانی؛ حضرت زهرایی که در اواخر عمر شریف خود، گناهکاران امت پدرشان را هم از یاد نبرده براي آمرزش و غفران آن ها دعا می کنند.

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ


برچسب‌ها: صلوات, حضرت زهرا, بهشت, بخشش گناهان
موضوعات مرتبط: ائــمه اطهـار، انــوار الائمـه، منبـــــــــرک
لینک ثابت , پست : 1468 , چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۵ , نویسنده : اسماعیلی
ملاک یک عشق واقعی...

عشق یک واژه درونی انسانی است که در رفتارهای ظاهری بروز می کند و از عماق وجود آدمی سرمنشأ می گیرد و در ادامه عقل را تحت شعاع خود قرار می دهد و هر آنچه که عقل را تحت شعاع قرار دهد این قدرت را دارد که تمامی اعضاء و جوارح آدمی ماندد چشم و گوش ، دست و پا و.... را مختل کند بطوری که فرد عاشق آنچه باید ببیند را نمی بیند و آنچه باید بشنود را نمی شنود و دست و پا بی اختیار و افسار گسیخته گشته و گاهی به احترام عشق زانو می زند.

عشق ، مفهوم پاکی و صداقت است که عاشق را شیفته و دلباخته وجود معشوق خود می کند بطوری که دیگر ظواهر دنیوی اعم از زشتی و زیبایی ، کم و کاستی در منظر عاشق رنگ باخته و همه آن تبدیل به کمال می شود و تماماً محو وجود و شخصیت معشوق خود می شود که این نوع عشق را می توان در فرهنگ کهن ایرانی دید مانند داستان لیلی و مجنون که در این داستان مجنون شیفته و دلباخته وجود و شخصیت لیلی شده در حالی که از لحاظ زیبایی چهره تفاوت فراوانی بین آن دو وجود داشته اما چون عشق از سرشتی پاک نشأت گرفته ، ظواهر دنیوی نادیده گرفته شده است.

امروزه با وجود جنگ نرم رسانه های بیگانه و دشمنان اسلام و تبلیغات تنوع گرایی در بین جوامع بشری ، عشق واقعی  جایگاه خود را به هوا و هوس داده و فرد عاشق بیشتر از اینکه بخواهد عاشق وجود و شخصیت معشوق خود باشد ، دلبسته چشم و ابرو و ظاهر زیبا می شود که این امر با معنی و مفهموم واقعی عشق تضاد بسیاری دارد و فردی که مدعی عشق است در واقع بدنبال چهره زیبا است.

مطمئناً چنین افرادی نمی توانند گزینه مناسبی برای تشکیل زندگی انتخاب کنند چون با دیدن فرد زیباتری ، عشق اول خود را فراموش می کند و بدنبال زیباتر می روند و در فرض اینکه موفق به تشکیل زندگی هم بشود اما در ادامه زندگی با مشکل روبرو می شود چون زیبایی دنیوی دوام نداشته و با گذشت زمان و افزایش سن ، انسان چهره عوض کرده و آن زیبایی به پژمردگی می رسد و اینجاست که عشق هم رخت بر برسته و بدنبال زیبایی دیگری می رود.

آمار بسیار فاجعه بار طلاق در ایران بخش اعظمی از آن را همین هوا و هوس های مثلاً عاشقانه تشکیل می دهد که البته با بهانه های دیگری به طلاق می انجامد اما در واقع سرمنشأ آن همین تنوع گرایی و منحرف شدن واژه عشق از معنای واقعی خود است. نمی خواهم بگویم زیبایی ملاک نیست ، اما همه ملاک ها هم نباید باشد ؛ مصداق چنین عشقی را می توان در زندگی شهید چمران جستجو کرد ؛ او که ازدواج اولش با یک دختر آمریکایی بود و بعد از حضورش در لبنان ، همسرش تاب زندگی در کشور جنگ زده را نیاورد و عشقش را به زندگی راحت در آمریکا ترجیح داد.

شهید چمران بعد از طلاق همسرش اینبار با یک دختر لبنای به نام غاده جابر ازدواج کرد اما چون این عشق یک عشق واقعی بود ، بعد از گذشت سالها از شهادت شهید چمران ، عشق مصطفی همچنان در وجود غاده جاری است و وی روایت عاشقی و دلباختگی خود را بگونه ای تعریف می کند که برای هر شنونده ای شاید خنده دار اما تعجب برانگیز جلوه می کند:

 ...دو ماه از ازدواجشان می گذشت که دوستش مسئله را پیش کشید؛ غاده ! در ازدواج تو یک چیز بالاخره برای من روشن نشد . تو از خواستگارانت خیلی ایراد می گرفتی ، این بلند است ، این کوتاه است؛ مثل اینکه میخواستی یک نفر باشد که سر و شکلش نقص نداشته باشد. حالا من تعجبم چطور دکتر را که سرش مو ندارد قبول کردی ؟

غاده یادش بود که چطور با تعجب دوستش را نگاه کرد ، حتی دلخور شد و بحث کرد که مصطفی کچل نیست ، تو اشتباه می کنی.

دوستش فکر می کرد غاده دیوانه شده که تا حالا این را نفهمیده .

آن روز غاده همین که رسید خانه ، در را باز کرد و چشمش افتاد به مصطفی ، شروع کرد به خندیدن؛ مصطفی پرسید: چرا می خندی؟ و غاده که چشم هایش از خنده به اشک نشسته بود گفت: مصطفی ، تو کچلی؟ من نمی دانستم! و آن وقت مصطفی هم شروع کرد به خندیدن و حتی قضیه را برای امام موسی صدر هم تعریف کرد. از آن به بعد آقای صدر همیشه به مصطفی می گفت: شما چه کار کرده اید که غاده شمارا ندید؟


برچسب‌ها: عشق, ملاک, همسر, شهید چمران, غاده جابر
موضوعات مرتبط: معراج شهدا، پنــد نــامــه
لینک ثابت , پست : 1467 , یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۴ , نویسنده : اسماعیلی
با این عمل در جوانی به خواسته هایمان برسیم...

رسوالله (ص) : ان الله یستحیی  من عبده اذا صلی فی جماعة ثم سأله حاجة ان ینصرف حتی یقضیها

پیامبرگرامی اسلام(ص): زمانی که بنده ای  نمازش را به جماعت بخواند، خداوند از او حیاء می کند، وهنگامی  که از او طلب حاجت کرد، منصرف نشود، مگراین که حاجتش رابرآورد.

( بحار الانوار، ج ,88 ص 4 )

حضرت حجة الاسلام و المسلمين شهيد هاشمي نژاد فرمودند:
يك پيرمرد مسنّي  ماه مبارك رمضان « مسجد لاله زار» مي آمد خيلي آدم موفقي بود هميشه قبل از اذان توي مسجد بود.
به او گفتم حاج آقا شما خيلي موفّق هستيد من هر روز كه مسجد مي آيم مي بينم شما زودتر از ما آمده ايد جا بگيريد.
گفت: نه آقا من هر چه دارم از نماز اول وقت دارم. بعد گفت: من در نوجواني به مشهد رفتم.
مرحوم « حاج شيخ حسن علي نخودكي» باغچه اي در  نجودك داشت به آنجا رفتم و ايشان را پيدا كردم و به ايشان گفتم: من سه حاجت مهم دارم دلم مي خواهد هر سه تا را خدا توي جواني به من بدهد. يك چيزي يادم بدهيد.
فرمودند: چي مي خواهي؟
گفتم: يكي دلم مي خواهد در جواني به حج مشرّف شوم. چون حج در جواني يك لذّت ديگري دارد.
فرمودند: نماز اوّل وقت به جماعت بخوان.
گفتم: دوّمين حاجتم اين است كه دلم مي خواهد يك همسر خوب خدا به من عنايت كند.
فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان.
سوم اينكه خدا يك كسب آبرومندي به من عنايت فرمايد.
فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان.
اين عملي را كه ايشان فرمودند من شروع كردم و توي فاصله ي سه سال هم به حج مشرّف شدم هم زن مؤمنه و صالحه خدا به من داد و هم كسب با آبرو به من عنايت كرد.


برچسب‌ها: نمازجماعت, شیخ حسن علی نخودکی, شهید هاشمی نژاد
موضوعات مرتبط: انــوار الائمـه، منبـــــــــرک، پنــد نــامــه
لینک ثابت , پست : 1466 , جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۲۲ , نویسنده : اسماعیلی
یک ذکر با خواسیت مهدوی

درک دوران ظهور و پا در رکاب بودن مهدی فاطمه سلام الله علیهم از اولین خواسته های هر شیعه 12 امامی است که برای رسیدن به دیدار و درک آن منجی عالم بشریت هر کاری بتواند می کند.

امام صادق(ع) می‏فرمایند:

“مَنْ قالَ بَعدَ صَلوةِ الْفَجْرِ و بَعدَ صَلوةِ الظُّهرِ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد و اَلِ مُحَمَّد و عَجِّل فَرَجَهُمْ لَمْ یَمُتْ حَتّی یُدْرِکَ الْقَائِمَ مِن اَلِ مُحَمَّد صلی الله علیه و آله و سلم؛

 هر کس پس از نماز صبح و نماز ظهر بگوید: “اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم”، از دنیا نمی‏رود مگر آن که قائم آل محمد(ص) را درک می‏کند. "بحار الأنوار، ج 83، ص 77"

 

بنابراین توصیه می شود که شیعیان هیچگاه این ذکر را بعد از هر صلوات فراموش نکنند و به آن مداومت ورزند که تبولی و تبری ، دعا برای فرج ، دعای امام زمان(عج) ، دعای خداوند و ملائکه و... در آن نهفته است.

مسئله: اگر کسی در تشهد نماز بعد از ذکر صلوات سهواً "و عجّل فرجهم" بگوید نمازش چه حکمی دارد؟

جواب:

آیت الله بهجت : به نیّت مطلق دعا باشد ، اشکال ندارد. (استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

آیت الله تبریزی : عبارت مزبور دعا است و گفتن آن بعد از تشهد ضرری به نماز ندارد. (استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

آیت الله خامنه ای : اگر به قصد ورود نگفته و به قصذ مطلق دعا ، بگوید اشکال ندارد. (استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

آیت الله سیستانی : گفتن جمله ی مذکور بعد از صلوات جائز است. (استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

آیت الله صافی گلپایگانی : اگر گفتن جملات مذکور مورد داشته باشد مثلاً بعد از صلوات گفته شود و به قصد ورود نباشد اشکال ندارد. (جامع الاحکام ، ج 1 ، ص 73 ، س 230 )

آیت الله فاضل لنکرانی : اگر به قصد دعا باشد مانعی ندارد و نمازها صحیح است. (استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

آیت الله مکارم شیرازی : سؤال: شخصی عادت دارد بعد از صلوات « و عجل فرجهم » بگوید. اگر در نماز واجب سهواً یا عمداً بعد از صلوات در تشهد « و عجّل فرجهم » بگوید ، حکم نماز او چیست؟

عمداً به طور مداوم این کار را نکند. (استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

احتیاط آن است که این کار را نکنند و مطابق آنچه در رساله ها آمده است عمل نمایند. ( استفتائات ، ج 2 ، ص 107 ، س 263 )

آیت الله نوری همدانی : گفتن این جمله بعد از تشهد اگر به قصد ورود نباشد اشکال ندارد. (هزار و یک مسأله فقهی ، ج 2 ، ص 53 ، س 157


برچسب‌ها: امام زمان, وعجل فرجهم, امام صادق, روایت
موضوعات مرتبط: جـان جـانـان، انــوار الائمـه، منبـــــــــرک، احکام و شُبهات
لینک ثابت , پست : 1465 , پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۱ , نویسنده : اسماعیلی
دهه فاطمیه چند روز است؟؟؟

اول اینکه اصل این سؤال اشتباه است، چون دهه یعنی ده شبانه روز و اگر دهه بگوییم دیگر چند روز است معنی ندارد و باید بگوییم ایام فاطمیه چند روز است!!

دوم اینکه چرا دو دهه فاطمیه داریم: علتش این است که تاریخ شهادت حضرت زهرا(س) دقیقاً مشخص نیست. درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا(س) روایات مختلفی وجود دارد و از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر(ص) بیان شده است ، اما میان علمای شیعه، دو احتمال معتبر است: هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر(ص) یا نود و پنج روز بعد از رحلت ایشان. بنابراین با توجه به رحلت پیامبر اسلام(ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخه سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل، شهادت حضرت زهرا(س) است و این ایام را فاطمیة اوّل می‌ خوانند. اما بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت زهرا(س) از سوم تا پنجم جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیه دوم می‌ خوانند. بنابراین ایام فاطمیه جمعا 6 روز می باشد، 3 روز در ماه جمادی الاول و 3 روز در ماه جمادی الثانی. فاطمیه اول از 13 تا 15 جمادی الاول است و فاطمیه دوم از سوم تا پنجم جمادی الثانی می باشد. و این ایام را شیخ عباس قمی در کتاب شریف مفاتیح الجنان در اعمال ماه های جمادی اول و وجمادی الثانی متذکر شده اند ؛ بنابر این در قدیم فقط سه روز فاطمیه اول و سه روز فاطمیه دوم را عزاداری می کردند.

 و شاید علت اینکه سه روز در هر ماه بعنوان روز شهادت آن حضرت(س) معرفی شده است به این دلیل است که این احتمال وجود دارد که ماههای قمری از رحلت پیامبر(ص) تا شهادت حضرت زهرا(س)، 29 روز بوده باشند، حال آنکه د رصورت کامل بودن ماههای قبل، روز شهادت 13جمادی الاول و یا سوم جمادی الثانی خواهد بود. چرا که طبق تقویم، حداکثر سه ماه قمری 29 روزه و حداکثر 4 ماه قمری 30 روزه می توانند پشت سر هم قرار گیرند.

 اما در عرف، به دهه دوم جمادی الاول، از دهم تا بیستم جمادی الاول که بنابر قول 75 روز، شهادت آن بانوی بزرگوار در آن واقع شده است دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی از اول تا دهم جمادی الثانی، که طبق قول 95 روز، شهادت حضرت زهرا(س) در آن واقع شده است، دهه فاطمیه دوم گفته می شود. عده ای هم بین دو دهه راجمع می کنند و بیست روز پشت سرهم عزاداری می کنند.

در کل دو دهه فاطمیه کار بسیار خوب و پسندیده ای است و این نشان دهنده ارادت به آنحضرت و مظلومیت آن بانوی گرامی است. اما باید توجه داشت که دهه سازی جدیدا به یکی از حربه های دشمنان اسلام تبدیل شده تا دهه محرم را تحت شعاع قرار داده و عزاداری بر ائمه اطهار علیهم السلام را عادی سازی کنند ، بنابراین خوب است که عزیزان کمی دقت کنند.

در حال حاضر همه ساله مراسم عزاداری شهادت حضرت زهرا سلام الله بوسیله مقام معظم رهبری به مدت پنج شب در حسینیه امام خمینی (ره) برگزار می گردد نه ده شب و نه سه شبانه روز و شاید علت اینکه معظم له از سه روز بیشتر مراسم عزا به پا می کنند بخاطر عظمت مصائب صدیقه طاهره می باشد و علت اینکه این مراسم به دهه نمی رسد شاید بخاطر این باشد که رهبر انقلاب نمی خواهند دهه سازی کرده و یا بر این امر مُهر تایید بزنند.

 

اما در پاسخ به این سوال که چرا تاریخ دقیق شهادت حضرت زهرا(س) مشخص نیست باید عرض کنم:
عدم شفافیت و اختلاف در رخدادهای تاریخی اختصاص به اختلاف در تاریخ ولادت و شهادت ائمه(ع) ندارد، بلکه در بسیاری از مسایل دیگر تاریخی نیز به طور طبیعی اختلاف نظر وجود دارد. زندگی و شهادت ائمه از این وضع مستثنا نیست. در عدم شفافیت تاریخ زندگی ائمه(ع) عوامل متعددی اثر گذارد بوده‏اند یکی از عوامل مهم آن است که در آن مقطع زمانی، تاریخ نگاری و سیره‏نویسی به معنای امروزی آن وجود نداشته است، یعنی این گونه نبوده که هرگاه یکی از ائمه(ع) متولد میشد و یا به شهادت میرسید، تاریخ زندگی آن‏ها ثبت و ضبط گردد و مورخان آن‏ها را دقیقاً بنویسند. حتی در مورد تاریخ ولادت پیامبر(ص) مشاهده میکنیم که اختلاف نظر وجود دارد. از سوی دیگر گفتار امامان معصوم(ع) دچار تحریف میشد و برخی از نقل قول‏ها از امامان(ع) جعلی بود. جعل گفتار تنها در احادیث و روایات نبود، بلکه در سخنان عادی و سیره زندگی آن‏ها نیز وجود داشت. به همین خاطر شاید نقل قول‏های متعددی که از آن‏ها و یا از شیعیان خاص صورت گرفته، موجب اختلاف نظر تاریخی باشد.


برچسب‌ها: فاطمیه, دهه فاطمیه, چرا دودهه فاطمیه, حضرت زهرا
موضوعات مرتبط: احکام و شُبهات، ویــژه نـامـه
لینک ثابت , پست : 1464 , چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۰ , نویسنده : اسماعیلی
بهترین رنگ دنیا؟؟؟

خداوند توانا در نقاشی دقیق و زیبای نظام هستی زیباترین رنگ ها را بکار برده است اما خود خداهم گویا یک را رنگ را از دیگر رنگ ها بیشتر می پسندد و در قرآن خود به آن اشاره می کند:


صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ  [بقره 138]
رنگ خدایی و چه رنگي بهتر از رنگ خدايي و ما برای او عبادت می کنیم ؟!


انسان در طول شبانه روز اعمالي كه انجام مي دهد از 5 حالت خارج نيست:
1. واجب  2. حرام 3. مستحب 4. مكروه 5. مباح


"مباح" كاريست كه نه ثواب دارد و نه گناه مانند راه رفتن ، خوابیدن ، خوردن و آامیدن و...، اما انسان مؤمن از آنجا كه زیرک و دانا است ؛ كارهاي مباح خود را به مستحب تبديل مي كند ، يعني به همه كارهايش رنگ خدایی مي زند مثلا:

مي خواهيم روزي 20دقيقه پياده روي كنيم ؛ خوب 10 دقيقه تا مسجد برويم ، 10دقيقه برگرديم
می خواهیم دست و صورت رو بشوییم، نیت میکنیم وضو می گیریم
مي خواهيم مسافرت برويم ؛ كنار امام زاده ها بايستيم و زيارت كنيم
در استخر شيرجه مي زنيم ، نيت غسل مستحب كنيم
مي خواهيم داخل دستشويي شويم ؛ با پاي چپ داخل و با پاي راست خارج شويم
مي خواهيم جايي بنشينيم ، رو به قبله بنشينيم
و ...

پس دوستان خوبم از رنگ خدایی غافل نباشید...


برچسب‌ها: رنگ خدایی, بهترین رنگ, صبغة الله, مباح
موضوعات مرتبط: منبـــــــــرک، پنــد نــامــه
لینک ثابت , پست : 1463 , سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۹ , نویسنده : اسماعیلی
دهه محسنیه ، دهه شیعی یا دهه انگلیسی...؟

از بدیهیات عقلی آن است كه انسان در سوگ عزیزانش، به حزن و اندوه می نشیند و در فراق آنان، گریان و نالان می شود. رفتار هر انسان آراسته به اخلاق انسانی، هنگام از دست دادن یار، عزیز و بزرگی چنین است. درست به همان شكل كه آدم بر هابیل، یعقوب بر یوسف، پیامبر صلی الله علیه و آله بر حمزه و... گریستند . حال هر چه مقام و عظمت شخصیت از دست رفته والاتر باشد، شیوه های بیان این سوگ مندی بیشتر و پررنگ تر می شود و صورتی عقلانی پیدا می كند.

 

با نظری به آیات و روایات روشن می‌شود كه عزاداری و برپایی مجالس عزا نه تنها با قرآن مخالفت و ناسازگاری با مبانی دینی ما ندارد، بلكه از مصادیق شعائر الهی، مودّت و محبّت به اهل بیت علیهم السّلام و مبارزه با ظلم و ستم می‌باشد كه در قرآن به آنها سفارش شده است.


نمونه عینی عزا و گریه در قرآن كریم ، سوگواری و گریه حضرت یعقوب علیه السّلام در فراق یوسف است، كه بنا بر نقل زمخشری هفتاد سال گریه كرد و پاداش آن گریه‌ها برابر با پاداش هفتاد شهید می‌باشد. بنابراین عزاداری و گریه در مصائب برگزیدگان الهی و اهلبیت ـ علیهم السّلام ـ مورد تأیید روایات بوده و ممدوح قرآن كریم و در قرآن و روایات هیچگونه نهی و مذمتی از آن نشده است.


اما عزاداری در سنت، مجموعه روایات، رفتارها و تقریرهای پیامبر صلی الله علیه وآله و امامان علیهم السلام بسیار دیده می شود و بزرگترین آن عزاداری و سوگواری حضرت آدم ابوالبشر تا پیامبر خاتم و معصومین علیهم السلام، بر سید سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام است. و تنها عزاداری که 40 روز برایش معین شده است، عزاداری شهادت امام حسین علیه السلام است. حتی برای پیغمبر صلوات الله علیه و حضرت امیرالمونین علیه السلام مطرح نشده است.

این موضوع آنقدر در جامعه اسلامی تاثیر گذار است تا جایی که امام راحل فرمودند " این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگاه داشته است".

 

از جمله تاثیرات مهمی که عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بر جامعه اسلامی و شیعی می گذارد از این قبیل است: احیای امر به معروف و نهی از منکر ، روحیه وحدت و همدلی ، روحیه ایثار و از خود گذشتگی و شهادت طلبی ، تبعیت از امر ولی تاپای جان ، احیاء شعائر دینی و مذهبی ، حضور یکپارچه مسلمان و غیر مسلمان و شیعه و سنی در عزاداری امام حسین علیه السلام و....

این تاثیرگذاری عزاداری امام حسین علیه السلام بر جامعه اسلامی به اندازه ای است که صدای بزرگترین تئوریستین های غرب را در آورده و آنها این واقعیت را پذیرفته اند که دوماه محرم و صفر تمام تئوری های یکساله برای تخریب جوانان اسلامی و شیعی را مانند سیلی از بین می برد.

آری آنها فهمیده اند که ایراد کارشان در کجا است و از آنجاییکه برای تخریب یک جریان باید از همان جریان بر علیه آن استفاده کرد (مانند جریان تکفیریت بر علیه اسلام)، حال پی ریزی کرده اند تا از عزاداری امام حسین علیه السلام بر علیه خودش استفاده کنند و این کار را با استفاده از علما و مداحان که دو بال قدیمی و مهم و تاثیرگذار در برپایی شعائر دینی به حساب می آیند ، استارت زده اند تا به تئوری های شوم و خصمانه خود رنگ و لعابی شرعی بدهند.

 

ایجاد دهه های مختلف عزاداری برای اهل البیت علیهم السلام از جمله: "دهه صادقیه و دهه محسنیه" و تبلیغات و جنجالهای وسیع و پافشاری برای برپایی این دهه های عزاداری و همچنین مرسوم کردن عزاداری هایی با حالت خشونت آمیز و غیر انسانی مانند قمه زنی و...خود گواه بر این مطلب است.

 

این دهه های عزاداری گرچه در ظاهر فعل بسیار خوب و از شعائر مهم شیعی است اما در باطن افکار شوم و خصمانه ای را به دنبال دارد و مهم ترین آن لُوس کردن و عادی کردن و بمرور بی اهمیت نشان دادن عزاداری برای اهل البیت علیهم السلام و بویژه عزاداری امام حسین علیه السلام و همچنین ایجاد فتنه و اختلاف و از بین بردن وحدت شیعه و سنی در این عرصه حساس زندگی بشری است تا اسلام را بوسیله خود اسلام سر ببرند.

 

با نگاهی به ایجاد دهه جدیدی به نام دهه محسنیه که هیچکدام از ائمه علیهم السلام حتی اشاره کوچکی برآن نکرده و یا امضاء و تقریری از آنها نرسیده ؛ و برپایی این دهه جدید در نزدیکی هفته وحدت و میلاد رسول گرامی اسلام می توان فهمید که این دهه عزاداری جز روشن کردن شعله فتنه در امت اسلامی هیچ هدف دیگری را دنبال نمی کند.

 

اما تنها سوالی که در پایان سخن باقی می ماند از مروجین اینگونه عزاداری ها برای اهل البیت علیهم السلام است: شما که این همه بر برگزاری دهه های مختلف برای عزاداری اهل البیت علیهم السلام اصرار دارید و آن را از شعائر شیعی می خوانید و تعصب خاصی به آن نشان می دهید و خود را به ظاهر مرید و متعصب و مروج و حامی فرهنگ اهل البیت علیهم السلام میدانید؛ چرا در فتنه عاشواری 1388 مُهر سکوت و لِجام آهنین بر دهان افسار گسیخته خود زدید و کوچکترین حمایتی از حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و ابراز برائت و بیزاری از فتنه گران و هتک حرمت کنندگان به ساحت مقدس آن امام و عزاداری ایشان به عمل نیاوردید؟

 

امام زمان ارواحنا فداه از کدام عمل شما راضی تر هستند؟


برچسب‌ها: دهه محسنیه, عزاداری اهل البیت, امام حسین, فتنه 1388
موضوعات مرتبط: سیــــاست، ویــژه نـامـه
لینک ثابت , پست : 1462 , جمعه ۱۳۹۳/۱۰/۰۵ , نویسنده : اسماعیلی
آیا نسل سوخته می تواند نسلی تازه بوجود بیاورد...؟

ابراز نگراني‌هائي كه اين روزها در مورد منفي شدن نرخ رشد جمعيت صورت مي‌گيرد، نشان دهنده این واقعیت تلخ است که کشور درحال پیر شدن و از دست دادن نیروی جوان در آینده نزدیک است که همه اینها نشأت گرفته از سیاست های بدون آینده نگری دهه های 70 تا 90 در کشور ایران است.

اما نکته قابل توجه این است که ما در حال حاضر از نسلی انتظار زاد و ولد داریم که آنها همان دختران و پسران دهه 60 ایران هستند. نسلی که خود را نسل سوخته میدانند و برچسب آن را بر پیشانی خود احساس می کنند. نسلی که در روزگار جنگ و نبرد و بمباران و تیر و ترکش به دنیا آمده و قسمتی از کودکی و نونهالی و حتی نوجوانی خود را در جنگ و قسمتی دیگر را در بازسازی خانه ها و مدارس ویران شده جنگ سپری کرده و عده ای هم در داغ از دست دادن پدر و مادر و برادرو دیگر اعضاء خانواده گزرانده اند.

این نسل که به علت سیاست های اشتباه جمعیتی دهه 70 تا 90 که خانواده ها را اجبار به فرزند کمتر میکرد، تاوان سنگینی پرداخت کرده اند زیرا به علت ازدیاد جمعیت آن روزگار اعضاء یک خانواده، دهه شستی ها از حق بیمه و درمان و... محروم شده و نیمه ی دیگر از جوانی خود را در سرعت گیر بزرگ مسیر زندگی خود یعنی کنکور گزرانده اند در حالیکه عده زیادی از آنان را جوانانی تشکیل میدادند که فاقد سهمیه جانبازی ، ایثارگری و شاهد بودند.

نسلی که به علت ازدیاد جمعیتی و عدم فراهم کردن زیرساختهای اجتماعی نتوانستند جذب بازار کار شوند و قسمت تأسف بار دیگری از زندگی خود را در جستجوی کار بسر بردند، زیرا سبک زندگی خانواده ها تغییر کرده بود و جوان بیکار و بی پول را یک فرد مناسب برای ازدواج و تشکیل زندگی قبول نداشتند و همین امر سبب شد تا سن ازدواج در این نسل به بالاترین مرز خود برسد.

 اما قصه های این نسل به همین جا به پایان نرسید و جنگ های حزبی و جناهی پدیدار شد و قدرت به فعلیت رسیدن استعدادها را از این نسل ربود و رشد و روز افزون تورم و بالا رفتن قیمت مسکن ، خودرو ، خوراک ، پوشاک و لوازم مهم زندگی مزید برعلت شد تا نسل سوخته نتواند سهم و حق خود را از زندگی بگیرد. و آن سهم، رفاه و آسایش بود. در حالیکه این نسل در حال بجای گذاشتن میراثی خطرناک از خود است و آن ناامیدی ، یأس ، عدم اعتماد و ترس از آینده نامعلوم فرزندان خود است و همه اینها باعث شد تا نسل سوخته رغبتی برای تولید مثل نداشته باشد و کشور به کشوری پیر و سالخورده قدم بردارد.

سؤال مهم اینجاست:‌ چگونه نسلی که خود را نسل سوخته میداند می تواند نسلی تازه بوجود بیاورد...!؟

بنابراین مسؤلین کشوری برای ازدیاد نسل و جبران کوتاهی خود در بحث جمعیت ، باید نسل سوخته را تقویت و سپس تشویق کنند و روحیه نشاط و امید را به آنان هدیه داده و جبران مافات کرده و به خانواده ها این اعتماد را بدهند که فرزندانشان دارای آینده ای روشن خواهد بود و دیگر نسلی سوخته نخواهد شد، که اگر مسؤلین بتوانند از عهده این کار برآیند بزودی شاهد جبران کوتاهی های گذشته در بحث جمعیت خواهیم بود.


برچسب‌ها: رشد جمعیت, نسل سوخته, فرزند
موضوعات مرتبط: ویــژه نـامـه
لینک ثابت , پست : 1461 , دوشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۲۶ , نویسنده : اسماعیلی
یکی بجرم حسینی بودن، یکی بخاطر خواننده بودن...

با احترام به مرحوم مرتضی پاشایی عزیز

 

چه فرقی است میان مرتضی پاشایی و سید جواد ذاکر؟

 

زمانیکه هردو خواننده بودند، یکی خواننده پاپ یکی خواننده اهل البیت....
هر دو سرطان داشتند، یکی سرطان معده، یکی سرطان ریه....
هر دو جوان بودند، یکی جوان امروزی، یکی جوان عاشورایی....
هردو طرفدار داشتند، یکی موسیقی دوستان، یکی اباعبدالهی ها....
هردو ماندگار شدند، یکی باخواندن: "نگران منى به تو قرصه دلم"، یکی با خواندن:"یاحسین غریب مادر"...

 

اما در واقع تفاوت از زمین تا بی کران است...

 

زمانیکه سیدجواد ذاکر رفت، نه روزنامه ای نه سایتی و نه حتی زیرنویس تلویزیونی و اخباری و این عمل رسانه ها به اندازه ای شنیع و زشت بود که هنوزهم که هنوز است داغ آن بر قلب دوستداران ذاکرین اهل البیت علهم السلام تازه است، اما زمانیکه مرتضی پاشایی رفت کم مونده بود عزای عمومی اعلام بشه...

یکی بجرم حسینی بودن، یکی بخاطر خواننده بودن...

 

رسانه های شنیداری و دیداری زمانیکه یک ذاکر اهل البیت علیهم السلام از دنیا میرود، بی تفاوت از کنار آن میگذرند و گویا یک انسان معمولی و عادی فوت شده ، مانند فوت سیدجواد ذاکر که مصادف شد با فوت پوپک گلدره بازیگر تلویزیون و سریال رویای شیرین و...، که تمامی رسانه ها بویژه صداو سیما چنان مانور تبلیغاتی ای راه انداختند که انگار در ایران عزای عمومی اعلام شده است، مرحوم گلدره یک انسان معمولی بوده اند و تنهاویژگی ایشان بازیگر بودنشان بود که مردم با این ویژگی ایشان را می شناختند اما سیدجواد ذاکر چی؟؟

 

چرا زمانیکه برای یکی از همین ذاکرین و مداحان طرح تخریبی اجرا میشه همه رسانه ها بصورت تخصصی به این موضوع دامن میزنند تا مداح مورد نظر را به چالش کشانده و آبرویش را ببرند آن هم به جرم حسینی بودن...

 

یک روز اسلحه کشی یک مداح را عَلَم می کنند و یک روز قلیان کشیدن دیگری را پیراهن عثمان....


برچسب‌ها: سیدجواد ذاکر, مرتضی پاشایی
موضوعات مرتبط: ویــژه نـامـه
لینک ثابت , پست : 1460 , یکشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۲۵ , نویسنده : اسماعیلی
دربی سرخابی ها در جبهه...!!
اوائل فتح فاو من و بهترین دوستم، علی ناهیدی، به دلیل عجیبی به مدت یک هفته با هم قهر کردیم. ما دو تا سر تیم های استقلال و پرسپولیس با هم دعوامون شد. من استقلالی بودم و علی پرسپولیسی. یک هفته قبل از عملیات، طبق معمول ما داشتیم برای هم کرکری می‌خوندیم و از تیمهای مورد علاقمون حمایت می‌کردیم که بحث کم کم جدی شد. علی زد به پروین و یک نفس گفت: شیش شیش شیشتایی هاش.

من هم کم آوردم و به شروع کردم به بد و بیراه گفتن. بعدهم بیخیال هم شدیم و قهر کردیم. حالا دلم پیش علی مانده بود. از شب قبل و پس از شروع عملیات دیگر علی را ندیده بودم. دلم هزار راه رفت. هی با خودم می‌گفتم نکنه علی شهید یا اسیر شده باشه. نکند بد جوری مجروح شده باشه. ای خدا اگه چیزیش شده باشه، من جواب ننه باباشو چی بدم. دیگه داشتم رسما گریه می‌کردم که دیدم بچه دارند می‌خندند و هیاهو می‌کنند. یکهو شنیدم عده با لهجه ای فارسی‌دار شعار می‌دهند که: « پرسپولیس هورا - استقلال سوراخ!!!» با تعجب سرم را به طرف صدا گرداندم و صحنه‌ای عجیب و باورنکردنی را دیدم.


دهها اسیر عراقی پابرهنه و شعارگویان به طرف ما می‌آمدند. پیشاپیش آنها علی، سوار بر شانه‌های یکی از درجه‌دار‌های سبیل کلفت عراقی بود و یک پرچم سرخ را تکان می‌داد و عراقی‌ها با دستور او شعار می‌دادند:
پرسپولیس هورا - استقلال سوراخ

این اولین و آخرین بار بود که به این شعار حسابی و از ته دل خندیدم و شاد شدم. دویدم به استقبال علی و او هم با دیدن من از شانه‌های آن بدبخت اومد پایین و همدیگر را بغل کردیم و صورت همدیگه را ماچیدیم (بوس کردیم). علی با خنده به من گفت: می بینی اکبر، حتی عراقیها هم طرفدار پرسپولیسند. هر دو غش‌غش خندیدیم. عراقی ها هم که نمی‌دانستند دارند چه شعاری می‌دهند با ترس و لرز فریاد می‌زدند:
پرسپولیس هورا - استقلال سوراخ

برچسب‌ها: پرسپولیس, استقلال, جنگ, جبهه, کرکری
موضوعات مرتبط: ویــژه نـامـه
لینک ثابت , پست : 1135 , شنبه ۱۳۹۳/۰۸/۲۴ , نویسنده : اسماعیلی
امان از این رسانه ملی...

چند روز بعداز عاشورا سوار یکی از مسافرکش های شخصی شدم دیدم راننده موسیقی خشنی گذاشته ، منم با خودم گفتم شاید فراموش کرده محرم هست و بی تفاوت نشستم سرجام.

راننده جوان از توی آینه یه نگاهی بمن انداخت و دید لباس مشکی تنم هست یا به احترام من که یه تیپ رنگین سنگین داشتم و  یا به احترام امام حسین که یادش آمده بود محرم هست، موسیقی رو خاموش کرد و رادیو رو روشن کرد ، رادیو در حال پخش برنامه ای در خصوص خاطرات رزمندگان دفاع مقدس بود که کم کم داشت تموم می شد. خلاصه اون برنامه رادیو تمام شد و برنامه جدید شروع شد....

بی انصاف این رسانه ملی چنان دوبس دوبسی راه انداخته بود بیا و ببین ، موسیقی رادیوی ملی بدتر و خشن تر از موسیقی آقای راننده بود اون هم چند روز بعد از عاشورا و داخل ایام محرم...!!

ولی در کل جدای از حُرمت شکنی رسانه ملی از مرام و معرفت این چنین راننده هایی خوشم میاد که به دیگران احترام میگذارند.

 


برچسب‌ها: رسانه ملی, رادیو, راننده, محرم
موضوعات مرتبط: متفــــرقــه
لینک ثابت , پست : 1459 , چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۲۱ , نویسنده : اسماعیلی
دل آمریکا و اسراییل برای مردم ایران می سوزد...

همونطور که همه شما میدونید کانال های ماهواری اکثراً توسط عوامل آمریکایی و اسراییلی راه اندازی و اداره می شوند بخصوص تمامی کانال های ماهواره ای فارسی زبان.

به نظر شما آیا آمریکا و اسراییل برای مردم مظلوم و ستم دیده ایران دلشون سوخته که براشون کانال می سازند و میخواهند از این روش دل داغدیده مردم ایران را تسکین بدهند؟؟ یعنی اونها بفکر خانواده های ما بدبخت بیچاره ها هستند؟؟؟

اما اگه به فکر خانواده های مظلوم ما هستند چرا ناو جنگی آمریکا هواپیمای مسافربری ایران رو با اون همه خانواده و زن و کودک به وحشیانه ترین وجه برروی خلیج فارس منهدم و نابود کرد؟؟

چرا بیش از سی ساله مردم مارو تحریم کرده اند و حتی دارو به مردم ما نمی فروشند؟

چرا جنگ را به مردم ما تحمیل کردند و خانواده های زیادی رو داغدار و حتی نابود کردند؟

همین آمریکا مگه بمب اتم بر سر خانواده های ژاپنی نریخت؟

اسراییل که نسل کشی فلسطینی ها رو راه انداخته چطور دلش برای خانواده ها و مردم مظلوم ما می سوزه؟

یکم با خودت فکر کن عزیزم ببین آیا اونها با ساختن فیلم و سریال و تشکیل کانالهای ماهواره ای به فکر خانواده های ما هستند؟؟

اگه اینطوریه چرا آمار طلاق در ایران رو به افزایش است؟؟

چرا بنیان خانواده هایی که گرفتار این شبکه ها شده اند سست شده؟؟

چرا فساد در بین بینندگان این شبکه ها زیاد شده؟؟


برچسب‌ها: ماهواره, شبکه های ماهواره ای, آمریکا, اسراییل
موضوعات مرتبط: پنــد نــامــه
لینک ثابت , پست : 1458 , یکشنبه ۱۳۹۳/۰۶/۳۰ , نویسنده : اسماعیلی
ما در ایران آزادی نداریم....!
یک عده جوان امروزی میگن توی ایران آزادی نیست و مذهبی ها دست و پای مارو بسته اند و ما باید آزادی رو از کشورهای خارجی یاد بگیریم و این نبود آزادی جلوی پیشرفت کشور رو گرفته و ما عقب مانده هستیم و ....

قشنگ که واکاوی می کنی می بینی ما دونوع آزادی بیشتر نداریم:
١) آزادی بیان
٢) آزادی حجاب زنان

خب گزینه اول که در زمان شاهان پهلوی تا به اولشون نبوده و این رو از ایجاد گروهک ساواک و کشتار و قتل عام مردم آزادی خواه دیدیم ، در کشورهای خارجی هم وجود نداره مثل آمریکا که بزرگترین داعیه دمکراسی رو داره و ما در واقعه های وال استریت و حادثه کشته شدن جوان سیا پوست و.... دیدیم!!!

گزینه دوم که آزادی حجاب زنان است، خواسته مردان و زنان شهوت پرست می باشد که برای غرایض شهوانی خود ادعای نبود آزادی در ایران را دارند و می گویند کشورهای خارجی آزادی دارند و ایران ندارد!!!
ولی ما در کشورهای غربی بخصوص اروپایی که همیشه از آنان الگو گرفته ایم ، شاهد افزایش روزافزون رو آوردن زنان به حجاب هستیم اما عده از جوانان ایرانی خواستار کشف حجاب!!
اما واقعیت این است که این آزادی خواهان اسیر شهوت خود هستند!!!
امام علی (ع):
 عبد الشّهوة اسیر لا ینفك اسره. غرر الحکم ،ص499
 بنده شهوت اسیرى است كه هرگز آزادى نخواهد داشت.

با این وجود شما آزادی یا اسیر؟


برچسب‌ها: آزادی, ایران, حجاب, آزادی بیان
موضوعات مرتبط: پنــد نــامــه
لینک ثابت , پست : 1456 , یکشنبه ۱۳۹۳/۰۶/۳۰ , نویسنده : اسماعیلی
زمستان می رود و روسیاهی اش به زغال می ماند...

مقاومت فلسطین ادعا کرد در جنگ حاضر فقط ده درصد توان نظامی خود را به کار برده است و همین ده درصد برای قبض روح کردن اسراییل و آمریکا و هم پیمان هایشان کافی بود به گونه ای که همه ی هامیان رژیم اشغالگر و کودکش اسراییل به دست و پا افتاده اند تا هر طور که شده اسراییل را از گودال خون کودکان و زنان بی دفاع غزه بیرون بیاورند و در جدیدترین ادعای خود پی گیر خلع صلاح مقاومت شوند.

این جنگ با کشتار زنان و کودکان بی دفاع لکه ننگ دیگری را بر دامن چرکین خود آشکار ساخت و نفرت خشم مردم صلحجوی جهان را بیشتر کرد و از هر لحاظ بی آبرویی رژیم صهیونیستی را به همگان نمایان کرد و چهره پوشالی آن را به همگان نشان داد.

اما نکته قابل توجه جنگ غزه، ناتوانی اسراییل تا دندان مصلح و با پشتوانه قوی کشورهای غربی و عربی در مقابل فقط ده درصد حملات نظامی مقاومت فلسطین است. کشوری که ادعای گنبد آهنین آن گوش فلک را کر کرده فقط توانسته مقدار کمی از حملات موشکی مقاومت فلسطین را دفع کند.

حال سؤال اینجاست: چنین کشوری با چنین امکانات و صلاح ها و پشتوانه های غربی و عربی که در مقابل فقط ده درصد توان نظامی مقاومت فلسطین زانوی عجز به زمین زده چگونه ادعای کدخدایی خاورمیانه را می کند؟

این همان اسراییلی است که ایران را تهدید می کند؟ شما در نظر بگیرید اگر مقاومت فلسطین تمام قدرت نظامی خود را بکاربگیرد چه برسر اسراییل خواهد آمد؟ حال فکر کنید اگر ایران به اسراییل حمله کند چه می شود؟ مثال اسراییل مثال سگی است که چهره ی ترسو و پوشالی خود را در پشت صدایش پنهان کرده است.

مقاومت فلسطین به پیروزی خواهد رسید و سربلند بیرون خواهد آمد، سربلند از این لحاظ که چهره پلید کشورهای غربی و عربی را به همگان نشان داده است. کشورهایی که با داعیه حمایت از مظلوم، جنازه کودکان غزه را برای مادرانشان ارمغان می آورند. اما آنچه می ماند روسیاهی به زغال است. روسیاهی برای کشورهای عربی که تماشاچی مسابقه کودک کشی و آوارگی و نسل کشی عبری ها بر عرب ها شدند و خواسته و ناخواسته جزو لیست سیاه و ننگین همپیمان های رژیم اشغالگر اسراییل قرار گرفتند.


برچسب‌ها: اسراییل, فلسطین, جنگ غزه, کشورهای غربی و عربی
موضوعات مرتبط: متفــــرقــه
لینک ثابت , پست : 1455 , پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۱۶ , نویسنده : اسماعیلی
اللهم عجل لولیک الفرج
فکه یا مکه؟ اصلاً چه فرقی می کند؟
بگو عشق آباد... مدینه فاضله... بیت الله ثانی
مهم رسیدن به خداست! حال می مانی یا می آیی؟
ثبت شده در سایت ساماندهی پایگاه های اینترنتی وزارت ارشاد
اللهم عجل لولیک الفرج
صفحه نخست | ايميل | آرشيو مطالب | ارتباط با ما | RSS link | قالب مذهبی وبلاگ
تمامي حقوق نزد امام زمان محفوظ بوده و هرگونه کپي برداري فقط با ذکر صلوات در امر فرج حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه و شادی روح امام و شهدا مجاز می باشد. مدینه فاضله / nor12.ir

اسکرول بار